تاریخ و اندیشه زمان- فضا در جغرافیاهای پساحقیقت ایرانی

نوع مقاله : مقالات علمی پژوهشی

نویسندگان
1 فارغ التحصیل دانشگاه تربیت مدرس
2 فارغ التحصیل جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
10.48311/psp.2026.120738.82816
چکیده
در ظاهر میان جغرافیای سیاسی ایران که بیشتر در سایه رویکردهای اثبات‌گرایانه به فعالیت خود ادامه می‌دهد با رویکردهای ژئوپولیتیک عامه‌پسند ایرانی که در غالب موارد آغشته به تحلیل‌های قطعی از وضعیت(ها) است نسبتی وجود ندارد. اما، در این مقاله نشان داده خواهد شد که میان این دو ارتباط وجود دارد. تفوق اثبات‌گرایی در گفتمان دانشگاهی جغرافیای سیاسی ایران ضمن با محروم کردن شهروندان از تحلیل‌های علمی جغرافیایی، اولویت را به نیازهای حکمرانی داده است. به این ترتیبُ با حاشیه‌ای شدن رویکردها، موضوعات و تحلیل‌های انتقادی تفوق نگرش‌‌های عامه‌پسند در ایران تسهیل شده است. این موضوع پرسش‌هایی را در مورد چگونگی پیدایش این روندها در دو حوزه متضاد اثبات‌گرایی جغرافیایی و ژئوپولیتیک عامه‌پسند ایرانی، ارتباط آنها با یکدیگر و تاثیرات آنها به وجود آورده است. پژوهش با قرار دادن مفهوم جغرافیای تاریخی در کانون بحث و استفاده از روش‌شناسی جغرافیای پساساختارگرایانه به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد هم‌راستا شدن ژئوپولیتیک عامه‌پسند ایرانی با اندیشه فضا-زمان در جغرافیای سیاسی ایران بیش از هر چیز به سبب ساده‌سازی افراطی حقایق -به ویژه تاریخ- برای اثبات نظر، فرضیه و رویکرد ممکن شده است. غفلت از مطالعات تاریخی و به حاشیه رانده شدن رویکردهای انتقادی و موضوعات کیفی تاثیرگذاری نظیر پساساختارگرایی، فمینیسم، مارکسیسم، و نقد جغرافیایی به نفع اثبات‌گرایی به احتمال عامل این وضعیت است. پیامد این امر مخدوش شدن حقیقت، ساده‌سازی تاریخ و خلق جغرافیاهای پساحقیقتی است که یا حقایق تاریخی و واقعیت‌های جغرافیایی تعارض دارند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 05 آبان 1405