<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آمایش سیاسی فضا</title>
    <link>https://psp.modares.ac.ir/</link>
    <description>آمایش سیاسی فضا</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 06 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی تراکم شهری: روندها، شکاف‌های پژوهشی و چشم‌اندازهای آتی در مطالعات شهرسازی</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_28760.html</link>
      <description>تراکم شهری نشان‌دهنده‌ی تعداد جمعیت، واحدهای کاربری و یا ساختمان‌ها در یک واحد سطح است و نقش کلیدی در شکل‌گیری کارآمدی فضای شهری، دسترسی‌پذیری و استفاده بهینه از زیرساخت‌ها دارد. با توجه به پنج دهه مطالعه و پژوهش در حوزه تراکم شهری و کمبود بررسی جامع پژوهش‌های پیشین، هدف از مطالعه حاضر بررسی کمی این پژوهش‌ها با استفاده از تحلیل کتاب‌سنجی می‌باشد. برای این منظور، تحلیل عملکرد و ترسیم نقشه علم‌سنجی برای اسناد استخراج شده از پایگاه وب آوساینس با استفاده از نرم افزار VOSviewer به منظور تحلیل ساختار روند پژوهش‌ها انجام شد. یافته‌های تحلیل کتاب‌سنجی نشان می‌دهد که مفاهیمی چون تراکم جمعیتی، شهرنشینی، برنامه‌ریزی شهری و محیط ساخته‌شده هسته‌ی اصلی پژوهش‌های تراکم شهری را تشکیل می‌دهند. در عین حال، تمرکز مطالعات بر زمینه‌های محدود جغرافیایی و کم‌توجهی به موضوعات کیفی مانند سرزندگی شهری، عدالت فضایی و امنیت از شکاف‌های اصلی این حوزه است. برای پیشبرد دانش تراکم شهری، ضرورت دارد پژوهش‌های آینده با رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی تعامل میان تراکم، محیط شهری و رفاه ساکنان بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ژئوپلیتیکی مناسبات قدرت (مورد مطالعه: ایران و عراق)</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_28761.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی بر روابط ایران و عراق به عنوان دو کشور همسایه پرداخته و تلاش می‌کند ماهیت چندلایه، پویا و متغیر این روابط را در قالب طیف همکاری، رقابت و منازعه با بهره‌گیری از روشهای کیفی که با کمک پرسشنامه و استفاده از روش لیکرت دادها به کمی تیدیل شده است که نشان مید هد روابط دو کشور بیش از آنکه تابع تصمیمات کوتاه‌مدت دولت‌ها باشد، ریشه در ساختارهای پایدار جغرافیایی، هویتی، امنیتی و انرژی دارد. در پنج دهه اخیر، روابط ایران و عراق در دوره‌هایی به سمت همکاری گسترده (به‌ویژه پس از ۲۰۰۳) و در دوره‌هایی به سمت منازعه شدید (مانند جنگ ۸ ساله) حرکت کرده است. عوامل تأثیرگذار شامل موقعیت سرزمینی، عمق استراتژیک، رقابت بر سر نفوذ منطقه‌ای، منابع انرژی مشترک، هویت‌های مذهبی و حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده‌اند. همچنین پیوندهای اقتصادی، زیارتی و فرهنگی نقش مهمی در ایجاد دوره‌های همکاری داشته‌اند. نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که فهم روابط ایران و عراق تنها در چارچوب یک مدل تلفیقی که ابعاد امنیتی، اقتصادی، هویتی و جغرافیایی را هم‌زمان تحلیل کند امکان‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات جمعیتی ایران تا 2050؛ سناریوهای آینده و الزامات استراتژی کلان</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_28762.html</link>
      <description>تحولات جمعیتی ایران تا افق ۲۰۵۰، با محوریت کاهش نرخ باروری، سالخوردگی شتابان جمعیت، مهاجرت و تمرکز فضایی شهرنشینی، به یکی از مهم‌ترین چالش‌های ژئوپلیتیکی و آمایشی کشور تبدیل شده است؛ چالشی که پیامدهای آن فراتر از حوزه جمعیت، بر سازمان فضایی قدرت، توازن منطقه‌ای، حکمرانی سرزمینی و ظرفیت‌های استراتژیک دولت اثرگذار خواهد بود. این پژوهش با اتکا به چارچوب &amp;amp;laquo;استراتژی کلان&amp;amp;raquo; و با بهره‌گیری از روش آینده‌پژوهی و ماتریس تأثیر متقابل، پیشران‌های مستقیم و غیرمستقیم تغییرات جمعیتی را تحلیل و چهار سناریوی آینده را ترسیم می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در صورت تداوم روندهای موجود، سناریوی مرجح محتمل‌ترین آینده جمعیت ایران است؛ آینده‌ای که با کاهش جمعیت فعال، افزایش نسبت سالمندی و تشدید فشار بر منابع، اقتصاد سیاسی فضا و نظام حکمرانی همراه خواهد بود. نتایج همچنین حاکی از آن است که شهرنشینی و تمرکز فضایی جمعیت، مهم‌ترین پیشران تحولات جمعیتی در ایران است و پیامدهای مستقیمی بر آمایش سرزمین، نابرابری‌های منطقه‌ای، سلسله‌مراتب شهری و توزیع فضایی جمعیت دارد. بر این اساس، مدیریت آینده جمعیت ایران مستلزم تدوین استراتژی کلانی است که ضمن ارتقای کیفیت سرمایه انسانی، مهارت‌آموزی، حمایت از خانواده، توانمندسازی زنان و کنترل مهاجرت نخبگان، داده‌های جمعیتی را در سیاست‌های توسعه‌ای، امنیتی و برنامه‌ریزی فضایی ادغام کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واقعگرایی افراطی و تنش‌های ژئوپلیتیکی</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_28764.html</link>
      <description>وضعیت کنونی جهان حاصل روند تکاملی پر فراز و نشیبی بوده که دگرگونی&amp;amp;rlm;های گسترده&amp;amp;lrm;ای را تجربه کرده است. امروزه نظام بین&amp;amp;lrm;الملل از قدرت متاثر است و روابط ساختاری کشورها تحت تاثیر توانمندی&amp;amp;lrm;های نظامی قرار گرفته است. در پدیداری این وضعیت مکتب فکری واقع&amp;amp;rlm;گرایی نقش زیادی داشته است. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است و به شیوه کتابخانه&amp;amp;rlm;ای انجام شده، در تلاش است اثر واقع&amp;amp;lrm;گرایی افراطی در شکل&amp;amp;lrm;گیری نظام بین&amp;amp;lrm;الملل کنونی را تبیین نماید. مهم&amp;amp;rlm;ترین ویژگی نظام بین&amp;amp;rlm;الملل کنونی تاکید بر نقش قدرت در مناسبات و تحولات در عرصه&amp;amp;lrm;های گوناگون است که محوری شدن قدرت و برتری&amp;amp;rlm;جویی در میان کشورها را باعث گردیده است. براساس یافته&amp;amp;lrm;های پژوهش حاکمیت ایده واقع&amp;amp;lrm;گرایی در میان کشورها باعث گردیده بودجه&amp;amp;rlm;های نظامی رو به افزایش، ساخت، خرید و انباشت تسلیحات مورد توجه جدی و قطب&amp;amp;lrm;بندی&amp;amp;lrm;های مبتنی بر قدرت نظامی شکل بگیرد. امروزه جهان بیشتر از مجموع نیازهای دیگرش، دارای تسلیحات متعارف و غیرمتعارف است. دوام روندهای کنونی که در پی ساختن امنیت پدیدار شده&amp;amp;lrm;اند به فرایند ناامنی وسیع ختم شده است. کشورها در پی یافتن امنیت به قدرت و لوازم آن متوسل شده&amp;amp;rlm;اند و اکنون در مسیر ناامنی حرکت می&amp;amp;lrm;گنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موانع سیاسی&amp;ndash;اداری فعالیت استارت‌آپ‌ها و تبیین کارکرد آن‌ها در پاسخ‌گویی به چالش‌های شهر هوشمند (مطالعه موردی: کلان‌شهر تهران)</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29032.html</link>
      <description>شهر هوشمند به‌عنوان الگویی نوین برای مدیریت بهینه شهرها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، نیازمند تعامل مؤثر میان نهادهای دولتی، بخش خصوصی و استارت‌آپ‌ها است. استارت‌آپ‌ها با ارائه راهکارهای فناورانه و نوآورانه، ظرفیت قابل توجهی برای حل چالش‌های شهر هوشمند دارند. با این حال، فعالیت آن‌ها در کلانشهر تهران با مجموعه‌ای از موانع سیاسی و اداری مواجه است که مشارکت مؤثر آن‌ها در تحقق اهداف شهر هوشمند را محدود می‌سازد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه کسب‌وکارهای نوآورانه شهری جمع‌آوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که موانع سیاسی و اداری مانند ضعف و ناکارآمدی سیاست‌ها، فقدان انسجام نهادی، ضعف حمایت‌های دولتی، محدودیت منابع مالی و قوانین دست‌وپاگیر، عدم اعتماد بین ذی‌نفعان، ضعف زیرساخت‌های هوشمند، ظرفیت استارت‌آپ‌ها را برای مشارکت مؤثر کاهش داده و ریسک فعالیت‌های نوآورانه را افزایش می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استارت‌آپ‌ها می‌توانند با توسعه سامانه‌های هوشمند، ابزارهای پایش داده‌محور و پلتفرم‌های خدمات آنلاین، این چالش‌ها را کاهش داده و ظرفیت تحقق شهر هوشمند را افزایش دهند. در نهایت، پژوهش بر ضرورت اصلاح سیاست‌های کوتاه‌مدت، تقویت انسجام نهادی، توانمندسازی استارت‌آپ‌ها از طریق مشوق‌های قانونی و مالی، یکپارچه‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی و ارتقای خدمات دیجیتال شهروندی تأکید دارد تا مسیر تحقق تهران هوشمند، پایدار و پاسخگو هموار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین قدرت نشانه‌های هویتی شهر برای ژئوپلیتیک شهری ، مطالعه موردی مساجد</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29033.html</link>
      <description>اماکن مذهبی از منظر ژئوپلیتیک انسان‌گرا، با همکاری و عدالت فضایی و از منظر ژئوپلیتیک سلطه، از طریق همگرایی و انسجام اجتماعی ، به گره ژئوپلیتیکی در مقیاس محلات تبدیل می‌شوند. با وجود قابلیت تحلیل مساجد از هر دو منظر، کمتر به‌عنوان عناصر شهریِ مولد قدرت تبیین می‌شوند.ضرورت تحقیق، به جدایی نظام محله‌محوری از محوریت مسجد بازمی‌گردد؛ این گسست ناشی از تحولات کالبدی شهر و تغییر چهره محلات است و سبب شده این عنصر شهری ، علیرغم قدرت اثرگذاری، گاهی به نهادی منفعل تنزل می‌یابد.مساله پژوهش این است که مسجد به‌مثابه عنصری هویتی، چه نقشی در تولید قدرت برای ژئوپلیتیک شهری دارد و چالش‌های ساختاری معاصر فراروی آن چیست.هدف، تبیین قدرت سیاسی و اجتماعی مسجد در مقیاس محلی تا شهری برای ژئوپلیتیک شهری می‌باشد که به‌صورت توصیفی و تحلیلی از منابع کتابخانه‌ای و یا اینترنتی تهیه شده است. براساس یافته‌ها، پراکندگی نامنظم، تداخل نهادی و ضعف کارکردی مساجد، نفوذ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها را در شهرهای معاصر کاهش داده است. افزون‌براین، تعامل محدود با بازار و فضاهای عمومی، ظرفیت مساجد را برای ایجاد همبستگی اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی محدود کرده است.در جمع‌بندی، یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر آمایش فضایی مساجد، تقویت ابعاد ارتباطی و اجتماعی و انسجام نهادی آنها محقق شود، مسجد به گرهی ژئوپلیتیکی در شبکه قدرت شهری تبدیل می‌گردد و همبستگی اجتماعی، کنش سیاسی و نظم فضایی را در مقیاس محله بازتولید می‌کند.پیشنهادمی‌شود فضاهای شهری با رویکرد محله‌محوری و ژئوپلیتیکی مساجد مدیریت شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مولفه های ژئواستراتژیک موثر بر اهمیت سواحل مکران در امنیت ملی و موازنه قدرت منطقه ای ایران</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29034.html</link>
      <description>سواحل مکران به‌عنوان یگانه مرز اقیانوسی ایران و نقطه اتصال ژئواستراتژیک میان خلیج فارس و شمال اقیانوس هند، یکی از کانون‌های حیاتی در معماری امنیت ملی و موازنه قدرت منطقه‌ای کشور محسوب می‌شود. با وجود این جایگاه ممتاز، این پهنه همچنان با چالش‌های ساختاری، ناهماهنگی نهادی و بهره‌برداری ناکافی از ظرفیت‌های طبیعی و ژئوپلیتیکی روبه‌رو است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل علمی مؤلفه‌های ژئواستراتژیک مؤثر بر ارتقای اهمیت مکران در امنیت ملی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و طراحی اکتشافی، بر مبنای پانزده مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته با متخصصان ژئوپلیتیک، امنیت ملی و سیاست خارجی انجام شده و داده‌ها با روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مکران در ادراک نخبگان یک &amp;amp;laquo;فضای راهبردی چندسطحی&amp;amp;raquo; است که بر سه محور اصلی شکل می‌گیرد: ظرفیت‌های ژئواستراتژیک مبتنی بر موقعیت اقیانوسی و کریدورهای ژئواکونومیک؛ محدودیت‌ها و موانع ناشی از ضعف مدیریت و پراکندگی نهادی؛ و پیامدهای کلیدی آن برای امنیت ملی و موازنه قدرت. نتایج بیانگر آن است که توسعه یکپارچه مکران می‌تواند ایران را از یک بازیگر ساحلی به کنشگری اقیانوسی ارتقا داده، آسیب‌پذیری‌های راهبردی را کاهش داده و ابزارهای جدیدی برای موازنه‌سازی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ژئوپلیتیک جمعیت در استان‌های جنوب عراق با تأکید بر ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی و نقش آن‌ها در ساختار قدرت</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29035.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل &amp;amp;laquo;ژئوپلیتیک جمعیت در استان‌های جنوبی عراق&amp;amp;raquo; و تبیین روابط میان مؤلفه‌های جمعیتی، اقتصادی، مذهبی و سیاسی انجام شده است. نویسندگان با بهره‌گیری از رویکرد &amp;amp;laquo;نظریه سامانه‌ها&amp;amp;raquo; و روش &amp;amp;laquo;توصیفی-تحلیلی&amp;amp;raquo;، داده‌های گردآوری‌شده از طریق اسناد و نظرات خبرگان را با تکنیک DEMATEL تحلیل کرده‌اند.یافته‌ها نشان می‌دهد که تمرکز جمعیت شیعی، وجود مراکز مذهبی برجسته، دارا بودن بیش از ۷۰ درصد منابع نفت و گاز عراق، و دسترسی انحصاری به آبراه‌های استراتژیک (اروند‌رود و خلیج‌فارس)، از مهم‌ترین ظرفیت‌های ژئوپلیتیک جنوب عراق محسوب می‌شوند. تحلیل مدل نشان می‌دهد که عواملی نظیر تمرکز جمعیت در مناطق نفت‌خیز، نفوذ مرجعیت نجف، ساختارهای قبیله‌ای و وابستگی اقتصادی به نفت، پیشران‌های اصلی این سامانه هستند.در نهایت، این مطالعه نتیجه می‌گیرد که با وجود تقویت قدرت ملی عراق توسط این مؤلفه‌ها، تداوم نابرابری‌های اقتصادی و چالش‌های زیست‌محیطی می‌تواند به آسیب‌پذیری‌های اجتماعی و امنیتی منجر شود. از این‌رو، پژوهشگران تأکید می‌کنند که تحقق پایداری ژئوپلیتیک در این منطقه، نیازمند مدیریت هوشمند جمعیت، تنوع‌بخشی به اقتصاد و توسعه متوازن منطقه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل قابلیت‌های فناوری بلاکچین در حکمرانی: رویکردی به سوی حکمرانی خوب در ایران</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29368.html</link>
      <description>گسترش فناوری‌های دیجیتال، ضرورت بازنگری در سازوکارهای حکمرانی و ارتقای شفافیت، پاسخگویی و اعتماد عمومی را افزایش داده است. در این میان، فناوری بلاکچین به دلیل ویژگی‌هایی نظیر ثبت تغییر‌ناپذیر داده‌ها، شفافیت تراکنش‌ها و کاهش وابستگی به واسطه‌ها، به‌عنوان یکی از فناوری‌های اثرگذار در توسعه حکمرانی دیجیتال مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل قابلیت‌های فناوری بلاکچین در تقویت ابعاد حکمرانی خوب در ایران انجام شد.این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، مطالعات مرتبط به‌صورت نظام‌مند بررسی و داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی تحلیل شد. در بخش کمی نیز، اعتبار مدل مفهومی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) ارزیابی گردید.یافته‌های پژوهش نشان داد قابلیت‌های بلاکچین در چهار بُعد شفافیت، پاسخگویی، کارایی و امنیت قابل تبیین است و نتایج تحلیل ساختاری، معناداری روابط میان ابعاد مدل و برازش مناسب آن را تأیید کرد. بر اساس یافته‌ها، بلاکچین می‌تواند در حوزه‌هایی مانند ثبت اسناد، رأی‌گیری الکترونیک و مدیریت دارایی‌های عمومی، زمینه بهبود شفافیت اطلاعات، کاهش بروکراسی، تقویت نظارت و ارتقای امنیت داده‌ها را فراهم سازد. با این حال، بهره‌گیری مؤثر از این فناوری در ایران مستلزم توجه به الزامات نهادی، حقوقی، زیرساختی و ملاحظات مرتبط با حریم خصوصی و مقیاس‌پذیری است. چارچوب پیشنهادی پژوهش می‌تواند مبنایی تحلیلی برای سیاست‌گذاری در حوزه حکمرانی دیجیتال و توسعه کاربردهای بلاکچین در بخش عمومی ایران فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایتخت و گره‌های حکمرانی فضایی: طراحی چارچوبی مفهومی برای ساماندهی مرکزیت سیاسی</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29369.html</link>
      <description>پایتخت به‌عنوان گره حکمرانی فضایی و فراتر از یک کانون اداری صرف تبیین می‌شود؛ عنصری که ساختار قدرت، سازمان سیاسی و نظم فضایی را بازتاب داده و ازاین‌رو در جغرافیای سیاسی جایگاهی محوری دارد. پژوهش با رویکردی نظری ـ تحلیلی، چارچوبی مفهومی برای تحلیل چندبُعدی پایتخت ارائه می‌کند که چهار بُعد ساختاری، عملکردی، نمادین و ارتباطی را شامل می‌شود. این چارچوب بر پایه نظریه‌های فضا محور، از جمله تولید فضا نزد لوفور، تکنولوژی‌های قدرت در اندیشه فوکو و منطق شبکه‌ای حکمرانی چندسطحی طراحی شده است. برای سنجش کارایی این چارچوب، سه الگوی متفاوت ساماندهی پایتخت در فرانسه، آلمان و ایران به‌صورت نمونه‌وار بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نوع سازمان‌دهی پایتخت، نه‌تنها کارآمدی نهادی و هماهنگی حکمرانی را تعیین می‌کند، بلکه بر مشروعیت سیاسی، انسجام فضایی و تصور شهروندان از عدالت و مشارکت اثرگذار است. الگوی فرانسه بیانگر تمرکزگرایی سازمان‌یافته‌ای است که با حفظ سلسله‌مراتب و سازوکارهای هماهنگ‌کننده، کارآمدی حکمرانی را تقویت کرده است. در مقابل، الگوی آلمان نشان می‌دهد که تمرکززدایی ساختاریِ طراحی‌شده به‌صورت هوشمندانه، می‌تواند نقش مناطق را در تصمیم‌گیری ارتقا داده و به انسجام سیاسی منجر شود. وضعیت ایران، با تراکم بالای ساختارهای حکمرانی در تهران و فقدان سازوکارهای تعاملی و توزیعی پایدار، به نابرابری‌های فضایی، تضعیف مشارکت منطقه‌ای و شکنندگی عملکرد سیاسی مرکز انجامیده است. نتیجه مقاله تأکید دارد که فهم پایتخت به‌مثابه گرهی فعال، چندسطحی و مفهومی در نظام حکمرانی، افق‌های تازه‌ای برای سیاست‌گذاری فضایی، توزیع نهادی و اصلاح ساختارهای تمرکزگرا در راستای ساماندهی مطلوب فضای ملی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاب‌آوری کشورداری در ایران: الزامات سیاست‌گذاری سرزمینی</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29370.html</link>
      <description>تحولات ژئوپلیتیکی، فشارهای بین‌المللی و ناترازی زیرساخت‌های انرژی، تاب‌آوری کشورداری را به مسئله‌ای راهبردی برای امنیت ملی و ثبات سرزمینی ایران تبدیل کرده است. پژوهش حاضر، تاب‌آوری کشورداری را متغیر وابسته و کیفیت سیاست‌گذاری سرزمینی به‌ویژه تمرکززدایی در تصمیم‌گیری و هماهنگی سیاست‌های بخشی با ملاحظات سرزمینی را عامل کلیدی آن می‌داند. هدف پژوهش، شناسایی الزامات سیاست‌گذاری سرزمینی برای پایداری کشورداری و ترسیم آینده‌های محتمل ایران است.پژوهش با رویکرد کیفی آینده‌پژوهی و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای MICMAC و Scenario Wizard انجام شد. بر پایه نظر خبرگان، هشت پیشران کلیدی شناسایی شد تحلیل ساختاری نشان داد که سیستم در وضعیتی ناپایدار قرار دارد و تاب‌آوری کشورداری تحت تأثیر ۸ پیشران کلیدی است. تحلیل سناریوها نشان داد که سناریوی تداومی با ۴۴.۸ درصد، محتمل‌ترین مسیر پیش‌رو است و سناریوهای نامطلوب و مطلوب به‌ترتیب با ۳۰.۲ و ۲۵ درصد در رده‌های بعدی قرار دارند.استمرار وضع موجود و اتکا به مدیریت اضطراریِ متمرکز، به‌ویژه با سرریز بار ناترازی انرژی و شوک‌های اقتصادی به مناطق پیرامونی، به تعمیق شکاف مرکز-پیرامون و فرسایش تاب‌آوری ملی می‌انجامد. ارتقای تاب‌آوری کشورداری از انطباق منفعلانه به بازدارندگی پیش‌دستانه، مستلزم گذار به سیاستگذاری سرزمینی، تبدیل اسناد آمایش سرزمین به ضوابط الزام‌آور تخصیص منابع و تنوع‌بخشی ساختاری به زنجیره‌های تأمین و انرژی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای حکمرانی هوش مصنوعی در استراتژی‌های ملی: تحلیل مقایسه ای و جایگاه ایران</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29371.html</link>
      <description>هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به محور اصلی سیاست‌گذاری فناوری و رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است. بسیاری از دولت‌ها از طریق استراتژی‌های ملی، مدل‌های متفاوتی از حکمرانی هوش مصنوعی طراحی کرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مقایسه الگوهای حکمرانی هوش مصنوعی در شش کشور منتخب (ایران، آمریکا، کانادا، سنگاپور، عربستان سعودی و ترکیه) انجام شده و در پی تبیین جایگاه ایران در مقایسه با الگوهای جهانی است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل تطبیقی اسناد سیاستی است. چارچوب نظری با تلفیق نظام‌های نوآوری ملی، تخیلات اجتماعی&amp;amp;ndash;فناورانه و ادبیات حکمرانی فناوری طراحی شده است. استراتژی‌ها بر اساس روایت راهبردی، مدل حکمرانی، نقش دولت و بخش خصوصی، ابزارهای سیاستی و جهت‌گیری بین‌المللی مقایسه شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد کشورها الگوهای متمایزی دنبال می‌کنند: بازارمحور و رقابت‌گرا در آمریکا، چندذی‌نفعی و پژوهش‌محور در کانادا، نظام‌مند و منفعت‌عمومی‌محور در سنگاپور، دولت‌محور و تحول‌گرا در عربستان سعودی، و توسعه‌گرای ملی در ترکیه. تحلیل جایگاه ایران نشان می‌دهد که با وجود ظرفیت‌های علمی و سرمایه انسانی قابل توجه، چالش‌هایی در انسجام نهادی، مدل حکمرانی و پیوند سیاست‌گذاری با اجرا وجود دارد. بر اساس نتایج، تقویت هماهنگی نهادی، توسعه زیرساخت‌های داده و محاسبات، و حرکت به سوی حکمرانی چندذی‌نفعی می‌تواند مسیر سیاست‌گذاری هوش مصنوعی در ایران را کارآمدتر سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رصد روندهای علمی و فناورانه امنیت آب: تحلیل علم‌سنجی و اسناد ثبت اختراع با تأکید بر سیاست نوآوری ایران</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29372.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی روندهای علمی و فناورانه جهانی در حوزه امنیت آب و استخراج دلالت‌های سیاستی اولیه آن‌ها برای سیاست نوآوری امنیت آب ایران انجام شد. مسئله اصلی پژوهش آن است که امنیت آب در ایران، افزون بر کمبود منابع، خشکسالی و مدیریت مصرف، به مسئله‌ای فضایی ـ سیاسی، اجتماعی ـ هیدرولوژیک و فناورانه تبدیل شده است.روش: پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و جهت‌گیری آینده‌پژوهانه انجام شد. در بخش علم‌سنجی، ۴,۹۵۹ مقاله نمایه‌شده در پایگاه Web of Science Core Collection در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ با نرم‌افزار VOSviewer تحلیل شد. در بخش تحلیل اسناد ثبت اختراع نیز ۲۷۶,۸۹۰ رکورد مرتبط با فناوری‌های منتخب امنیت آب از پایگاه Lens تا ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ بازیابی شد. سپس یافته‌های دو بخش در قالب ماتریس تلفیقی مقایسه شدند.یافته‌ها: یافته‌های علم‌سنجی نشان داد ادبیات امنیت آب حول محورهایی مانند تغییر اقلیم، حکمرانی، منازعه، آسیب‌پذیری، سازگاری، آب زیرزمینی و کیفیت آب سازمان یافته و به سمت بازچرخانی، نمک‌زدایی، هوش مصنوعی، پایش هوشمند و سنجش از دور حرکت می‌کند. یافته‌های ثبت اختراع نیز نشان داد فناوری‌هایی مانند تصفیه، بازچرخانی، نمک‌زدایی، فناوری‌های غشایی، پایش کیفیت، تشخیص نشت، دوقلوی دیجیتال و سامانه‌های هوشمند آب به حوزه‌های فعال مالکیت فکری تبدیل شده‌اند.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد آینده امنیت آب ایران فقط با مدیریت منابع موجود تأمین نمی‌شود. ایران نیازمند تقویت سیاست نوآوری امنیت آب با تمرکز بر بومی‌سازی فناوری‌های کلیدی، حکمرانی داده‌محور، کاهش وابستگی فناورانه، پایش منابع و رصد مستمر روندهای علمی و ثبت اختراع است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جایگاه عدالت فضایی در کشورداری و ارائه مدل بومی منزلت&amp;ndash;ظرفیت&amp;ndash;مزیت</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29373.html</link>
      <description>اهداف: این پژوهش با هدف تبیین جایگاه عدالت فضایی در کشورداری و ارائه چارچوبی مفهومی برای تحلیل توزیع قدرت، ثروت و فرصت در فضای جغرافیایی کشور انجام شده است. مقاله مدلی بومی برای سنجش عدالت فضایی ارائه می‌دهد که مبنایی برای ارزیابی حکمرانی فضایی در ایران محسوب می‌شود.روش‌ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی، مبتنی بر تحلیل اسنادی و محتوایی است. داده‌ها از طریق بررسی منابع نظری داخلی و خارجی، اسناد سیاستی، نظریه‌های عدالت اجتماعی و ادبیات جغرافیای سیاسی گردآوری شده است. چارچوب نظری بر پیوند میان عدالت اجتماعی، تولید فضا و کشورداری فضامحور استوار است.یافته‌ها: تحقق عدالت فضایی مستلزم توزیع متوازن قدرت، ثروت و فرصت در قلمرو ملی است. تمرکزگرایی سیاسی و اقتصادی، توزیع نامتوازن خدمات و نابرابری در دسترسی به فرصت‌ها، از عوامل اصلی بازتولید نابرابری فضایی هستند. مدل بومی &amp;amp;laquo;منزلت&amp;amp;ndash;ظرفیت&amp;amp;ndash;مزیت&amp;amp;raquo; به‌عنوان چارچوب سنجش ارائه شده که بر اساس آن، عدالت فضایی زمانی تحقق می‌یابد که میان منزلت، ظرفیت و مزیت هر منطقه تناسب برقرار باشدنتیجه‌گیری: عدالت فضایی الزام بنیادین کشورداری پایدار و متوازن است. مدل پیشنهادی نشان می‌دهد که تناسب میان منزلت، ظرفیت و مزیت هر منطقه، شاخصی معتبر برای سنجش عادلانه‌بودن نظام کشورداری است. تحقق آن نیازمند بازتوزیع عادلانه منابع، تقویت مشارکت فضایی، بازنگری در الگوهای تمرکزگرای توسعه و به‌کارگیری مدل منزلت&amp;amp;ndash;ظرفیت&amp;amp;ndash;مزیت در نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی کشور است.واژگان کلیدی: عدالت فضایی، کشورداری، جغرافیای سیاسی، توسعه متوازن، نابرابری فضایی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین استراتژی جغرافیای توسعه در ایران: ضرورت گذار از خشکی‌محوری به دریامحوری</title>
      <link>https://psp.modares.ac.ir/article_29374.html</link>
      <description>با وجود ظرفیت‌های گسترده دریایی در ایران، استراتژی جغرافیای توسعه کشور همچنان عمدتاً خشکی‌محور باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین استراتژی جغرافیای توسعه در ایران و بررسی ضرورت گذار از الگوی خشکی‌محور به دریامحور انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد ترکیبی-اکتشافی است. داده‌ها از طریق منابع کتابخانه‌ای، 40 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در بخش کیفی با نرم‌افزار مکس‌کیودا 2022، و در بخش کمی با آزمون‌های ناپارامتریک ویلکاکسون و همبستگی اسپیرمن انجام گرفت. نتایج نشان داد از دیدگاه خبرگان، استراتژی توسعه خشکی‌محور با بروز چالش‌های زیست‌محیطی، تضعیف اقتصاد دریاپایه، توزیع نامتوازن جمعیت، تشدید بی‌عدالتی فضایی و کاهش توان ژئوپلیتیکی ایران رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین میان خشکی‌محوری و توسعه‌نیافتگی سواحل (678/0) و کاهش توان ژئوپلیتیکی (721/0) رابطه‌ای مستقیم و قوی مشاهده شد. درمقابل، الگوی توسعه دریامحور با میانگین 58/4 از 5، از دیدگاه خبرگان، رویکردی مؤثر برای توسعه مناطق ساحلی، تقویت اقتصاد دریاپایه، تحقق عدالت فضایی، ارتقای توسعه ملی و گسترش تجارت بین‌المللی ارزیابی شد. براین‌اساس، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توسعه دریامحور می‌تواند مبنایی برای بازآرایی سازمان فضایی توسعه، بهره‌گیری مؤثرتر از ظرفیت‌های دریایی ایران و تدوین سیاست‌های توسعه‌ای کشور باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
