بازنمایی الهیات سیاسی دین زرتشت در برساخت حکمرانی متمرکز در ایران عصر ساسانی

نوع مقاله : مقالات علمی پژوهشی

نویسنده
دانشیار جغرافیای سیاسی‌، گروه جغرافیا، دانشگاه یزد، یزد، ایران
10.48311/psp.2026.119699.82809
چکیده
از نظرگاه جغرافیای سیاسی پسامدرن چگونگی اداره، کنترل و نظارت بر مناطق مختلف یک کشور و الگوهای قبض و بسط قدرت سیاسی در فضای سرزمینی، یک فرایند خطی محسوب نمی‌شود و گفتمان‌ هژمون از طریق هم ارزی مجموعه‌ای از عناصر سیاسی در مقطعی از تاریخ شکلواره متمایزی از ساخت فضایی حکمرانی را پدیدار می‌نماید. در عصر ساسانی با تبدیل آیین زرتشت به گفتمان رسمی حکومت تمرکز نهادی- فضایی یکتاگونه‌ای در ایران ظاهر گردید که دارای گسست با الگوی ملوک الطوایفی عصر اشکانی بود. در این پژوهش کوشش گردیده با روش تحلیل گفتمانی؛ دال مرکزی الهیات سیاسی زرتشت و چگونگی هم ارزی آن با سایر مؤلفه‌های این گفتمان جهت مشروعیت بخشی به تمرکزگرایی در عصر ساسانی تبیین گردیده و در ادامه شارحان این گفتمان و چگونگی غیریت سازی آن با سایر گفتمان‌های رقیب مطالعه شود. یافته‌های تحقیق بیان‌گر آن است که در این دوره با تبدیل اندیشه یکتاپرستی اهورامزدا به امر سیاسی و به حاشیه راندن اندیشه چندخدایی متداول در دورۀ اشکانیان جایگاه پادشاه به مثابه نماد زمینی اهورامزدا تقویت شد و الگوی ملوک الطوایفی مدیریت سرزمین در دورۀ‌های پیشین به مثابه غیریتی اهریمنی طرد گردید. همچنین در ذیل این گفتمان غیریت سازی ژئوپلیتیک با دیگر کشورها به ویژه با امپراطوری روم ذیل مفهوم دینی انیران تبیین گردید که تمرکز نهادی- فضایی قدرت سیاسی را ضامن غلبه بر آنها قلمداد می‌نمود. ضمن اینکه تمرکزگرایی قدسی علاوه بر تجمیع نهادهای سیاسی در شهرها از تعدد شهرهای پایتختی کاست و موجب حذف خودمختاری ذینفعان منطقه‌ای در نواحی مختلف قلمرو ساسانی گردید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


دوره 8، شماره 2
بهار 1405
صفحه 101-120